Observer in the systems approach — ناظر در رویکرد سیستمی

From Systems analysis Wiki
Jump to navigation Jump to search

ناظر در رویکرد سیستمی (تحلیل سیستمی) — سوژه‌ای است که سیستم را مطالعه، مدل‌سازی، طراحی یا مدیریت می‌کند. در معنای گسترده، ناظر می‌تواند محقق، طراح، سازنده، تصمیم‌گیرنده، گروهی از متخصصان یا هر سوژه دیگری باشد که با سیستم تعامل دارد.

در پارادایم سیستمی، ناظر عنصری بیرونی و بی‌طرف نسبت به سیستم مورد مطالعه نیست. حضور و فعالیت او بر ماهیت توصیف سیستم، تعیین اهداف، شکل‌گیری مدل‌ها و انتخاب معیارهای پژوهش تأثیر می‌گذارد.[1][2]

نقش ناظر در تعریف سیستم

مفهوم ناظر به‌طور ارگانیک با عمل جداسازی سیستم از محیط پیرامون آن پیوند دارد. ناظر مرزهای سیستم را تعیین می‌کند، عناصر را برمی‌گزیند و روابط میان آن‌ها را بر اساس اهداف پژوهش یا طراحی برقرار می‌سازد. بدین ترتیب، خود سیستم در تحلیل سیستمی نسبت به ناظر و وظایف شناختی او وجود دارد.

در فرمال‌سازی مدل سیستم، اغلب هم عناصر و روابط و هم موضع ناظر در نظر گرفته می‌شود، و در برخی موارد زبان توصیفی مورد استفاده او نیز لحاظ می‌گردد.[3][4]

موضع‌های ناظر نسبت به سیستم

بسته به ماهیت سیستم و اهداف پژوهش، دو موضع اصلی برای ناظر متمایز می‌شود:

  • ناظر از شیء جدا است و آن را از بیرون مطالعه می‌کند. این رویکرد برای مدل‌های سیستم‌های بسته مشخصه است، جایی که سیستم به‌عنوان یک کل مستقل با وابستگی کم به محیط پیرامون در نظر گرفته می‌شود.
  • ناظر با شیء درهم می‌آمیزد و بخشی از آن می‌شود. این حالت برای سیستم‌های کنترلی مشخصه است که ناظر فعالانه در عملکرد و تغییر حالت سیستم مشارکت دارد.

هنگامی که تعامل سیستم با محیط در نظر گرفته می‌شود، گزینه سومی افزوده می‌گردد: ناظر با محیط درهم می‌آمیزد. در این صورت، توصیف سیستم باید نه تنها شیء و ناظر، بلکه محیط پیرامون را نیز در بر گیرد و سه‌گانه «ناظر — شیء — محیط» را شکل دهد.

تأثیر ناظر بر مدل‌سازی و پژوهش

موقعیت و نقش ناظر در پژوهش، ویژگی‌های ساخت مدل‌ها و تفسیر نتایج را تعیین می‌کند:

  • اگر ناظر بیرون از سیستم باشد، صورت‌بندی کلاسیک عینی مسئله و ساخت مدل‌های از نوع «جعبه سیاه» امکان‌پذیر است.
  • اگر ناظر بخشی از سیستم باشد، لازم است روابط بازتابی که در فرایند مدل‌سازی و کنترل پدید می‌آیند مد نظر قرار گیرند.

علاوه بر این، تأثیر ناظر در انتخاب متغیرهای معنادار، ساختاردهی به سیستم، صورت‌بندی اهداف و معیارهای ارزیابی تجلی می‌یابد.

اهمیت لحاظ کردن ناظر

لحاظ کردن ناظر در تحلیل سیستمی امکان می‌دهد:

  • از توهم عینیت کامل در توصیف سیستم اجتناب شود؛
  • وظایف مدل‌سازی و کنترل به‌درستی صورت‌بندی گردند؛
  • محدودیت‌های کاربرد مدل‌های ساخته‌شده تعیین شوند؛
  • بازتابی بودن فرایندها در سیستم‌های پیچیده مورد توجه قرار گیرد.

درک نقش ناظر، امکانات روش‌شناختی تحلیل سیستمی را به‌طور چشمگیری گسترش می‌دهد و به فهم عمیق‌تر ماهیت اشیاء سیستمی کمک می‌کند.

تعریف سیستم با لحاظ ناظر

فهم معاصر از مفهوم سیستم در تحلیل سیستمی ضرورت توجه به موضع ناظر را در بر می‌گیرد. سیستم نه تنها از طریق مجموعه‌ای از عناصر و روابط میان آن‌ها، بلکه از طریق اهداف، محیط و سوژه‌ای که جداسازی و توصیف سیستم را انجام می‌دهد تعریف می‌شود.

ظهور ناظر در تعریف سیستم با این آگاهی پیوند دارد که هر جداسازی سیستم از محیط پیرامون در فرایند فعالیت سوژه پژوهش صورت می‌گیرد. ناظر تعیین می‌کند:

  • مرزهای سیستم را؛
  • اهدافی که سیستم نسبت به آن‌ها بررسی می‌شود را؛
  • معیارهای برگزیدن عناصر و روابط را؛
  • ابزارهای توصیف و فرمال‌سازی را.

بدین ترتیب، سیستم نسبت به ناظر و اهداف فعالیت او وجود دارد.

از نظر تاریخی، تعاریف سیستم مراحل پیچیده‌تر شدن را پشت سر گذاشته‌اند:

  • سطح آغازین: سیستم به‌مثابه مجموعه‌ای از عناصر و روابط؛
  • سطح بعدی: افزودن هدف به‌عنوان ویژگی ماهوی؛
  • سطح معاصر: گنجاندن ناظر در تعریف سیستم.

نمونه‌ای از تعریف معاصر: سیستم نتیجه بازتاب خواص اشیاء و روابط متقابل آن‌ها در ذهن سوژه (ناظر) در فرایند طرح و حل مسئله پژوهشی است.

سیستم به‌مثابه وحدت دیالکتیکی ذهنی و عینی

رویکرد سیستمی می‌پذیرد که:

  • سیستم عینی واقعی مستقل از ناظر وجود دارد؛
  • توصیف سیستم نتیجه فعالیت ناظر است؛
  • مفهوم سیستم خواص عینی اشیاء و بازتاب ذهنی آن‌ها را در فرایند مدل‌سازی یکجا می‌آورد.

این موضع مجادلات سنتی درباره «مادی» یا «غیرمادی» بودن سیستم‌ها را برطرف می‌سازد و توجه را بر سطوح بازنمایی آن‌ها در ذهن و مدل‌سازی متمرکز می‌کند.

ارتباط با مفاهیم دیگر

  • سیستم
  • محیط سیستم
  • مرزهای سیستم
  • فرمال‌سازی مدل‌های سیستم
  • مدل
  • فرایند مدل‌سازی
  • جعبه سیاه
  • سیستم باز

منابع

  • چرنیاک یو.ای. تحلیل سیستمی در مدیریت اقتصادی // تحلیل سیستمی در اقتصاد. — مسکو: اقتصادیکا، ۱۹۷۵.
  • اووموف آ.ای. تحلیل منطقی رویکرد سیستمی به اشیاء و جایگاه آن در میان سایر روش‌های پژوهش // پژوهش‌های سیستمی. سالنامه ۱۹۶۹. — مسکو: ناووکا، ۱۹۶۹.
  • لفور و.آ. سیستم‌هایی قابل مقایسه با محقق از نظر کمال // پژوهش‌های سیستمی. سالنامه ۱۹۶۹. — مسکو: ناووکا، ۱۹۶۹.
  • سادوفسکی و.ن. مبانی نظریه عمومی سیستم‌ها. — مسکو: ناووکا، ۱۹۷۴.
  • ولکووا و.ن.، دنیسوف آ.آ. نظریه سیستم‌ها و تحلیل سیستمی: کتاب درسی برای دانشگاه‌ها. — مسکو: انتشارات یورایت، ۲۰۲۵ (یا نظریه سیستم‌ها. مسکو: مدرسه عالی، ۲۰۰۶).
  • پاسک گ. یادگیری تفکر // پژوهش‌های سیستمی. سالنامه ۱۹۶۹. — مسکو: ناووکا، ۱۹۶۹. — ص. ۱۸۵-۱۹۲.
  • ساتی ت.، کرنز ک. برنامه‌ریزی تحلیلی. سازماندهی سیستم‌ها. — مسکو: رادیو و سویاز، ۱۹۹۱.

یادداشت‌ها

  1. «Опыт развития системных исследований свидетельствует о том, что исходное понятие системного подхода — понятие системы — следует вводить в контексте анализа взаимоотношений объекта исследования и исследователя этого объекта (субъекта).» — В. Н. Садовский, Основания общей теории систем. С. 73. (Прямое указание на необходимость включения субъекта).
  2. «Выделяет систему из среды наблюдатель, который отделяет (отграничивает) элементы, включаемые в систему, от остальных, т. е. от среды, в соответствии с целями исследования...» — В.Н. Волкова, А.А. Денисов
  3. «...системный объект обычно не дается исследователю прямо, непосредственно в качестве системы. Его системность схватывается поначалу лишь интуитивно... Эксплицитное выражение системности... предполагает... специальное теоретическое конструирование моделей...» — В. Н. Садовский, Основания общей теории систем. С. 166-167.
  4. Нетождественность отображения: знаковая система наблюдателя отлична от знаковой системы проявления свойств объектов и их отношений…» — Ю.И. Черняк, «Системный анализ в управлении экономикой», С. 10 (Принцип системного анализа №10). (Различие языка наблюдателя и объекта).