Hierarchy — سلسله‌مراتب

From Systems analysis Wiki
Jump to navigation Jump to search

سلسله‌مراتب در رویکرد سیستمی یک ویژگی سیستم‌ساز است که سازمان‌دهی چندسطحی عناصر، اهداف، مدل‌ها و فرآیندها در یک سیستم را بازتاب می‌دهد. این ویژگی به‌عنوان روشی برای نظم‌بخشی به اشیاء پیچیده و روابط میان آن‌ها بر اساس اصل تبعیت، اولویت یا دامنه عمل به کار می‌رود. در رویکرد سیستمی، سلسله‌مراتب نه‌تنها به‌عنوان ساختار، بلکه به‌عنوان روشی برای شناخت، طراحی و مدیریت پیچیدگی نیز در نظر گرفته می‌شود.

اصول کلی سلسله‌مراتبی بودن

سلسله‌مراتبی بودن یکی از ویژگی‌های بنیادی سیستم‌ها است که در موارد زیر تجلی می‌یابد:

  • وجود سطوح مدیریتی;
  • سازمان‌دهی اهداف;
  • نمایش مدل‌ها;
  • ترکیب ساختاری سیستم.

سلسله‌مراتب امکان تجزیه یک سیستم پیچیده به زیرسیستم‌ها را فراهم می‌کند؛ هر زیرسیستم می‌تواند ساختار و اهداف خاص خود را داشته باشد، اما در عین حال تابع یکپارچگی کارکردی کلی است. چنین نظم‌بخشی هم بهینگی محلی و هم هماهنگی در سطح کل سیستم را تضمین می‌کند.

سلسله‌مراتب به‌مثابه مفهوم فلسفی

در فلسفه و تفکر سیستمی، سلسله‌مراتب با مفهوم کلیت، نظم‌یافتگی و سطح پیچیدگی پیوند دارد. این مفهوم بازتاب‌دهنده موارد زیر است:

  • اصل صعود از جزء به کل;
  • گذار از داده‌های تجربی به دانش، فهم و خِرَد (نگاه کنید به ساختار R. Ackoff: داده — اطلاعات — دانش — فهم — خِرَد);
  • سازمان‌دهی عمودی هستی، که در آن هر سطح می‌تواند به‌عنوان بازنمایی انتزاعی‌تر یا یکپارچه‌تری از سطح زیرین تفسیر شود.

سلسله‌مراتب مدل‌ها

با پیچیده‌تر شدن وظایف تحلیل، سلسله‌مراتبی از مدل‌ها به کار گرفته می‌شود که هر یک:

  • سیستم را در درجات مختلف تعمیم و جزئیات توصیف می‌کند;
  • به‌عنوان حلقه اتصال میان داده‌ها، اطلاعات، دانش و فهم عمل می‌کند;
  • جنبه مشخصی از سیستم را متناسب با سطح وظیفه یا شایستگی‌های سوژه نمایش می‌دهد.

سلسله‌مراتب توسعه‌یافته مدل‌ها امکان سازمان‌دهی تعامل میان سطوح مفهومی، کارکردی، منطقی و فنی تحلیل را فراهم می‌آورد.

سلسله‌مراتب اهداف و وظایف

هدف‌گذاری در تحلیل سیستمی مستلزم شکل‌گیری سلسله‌مراتبی از اهداف است:

  • اهداف سطح بالا مأموریت و غایت سیستم را تعیین می‌کنند;
  • اهداف میانی در قالب وظایف یا کارکردها بیان می‌شوند;
  • اهداف سطح پایین در قالب اقدامات، برنامه‌ها و منابع مشخص می‌گردند.

ساخت درخت اهداف یا ساختار شبکه‌ای اهداف امکان شناسایی وابستگی‌های منطقی و علّی-معلولی، مدیریت اولویت‌ها و تضمین قابلیت ردیابی تصمیمات را فراهم می‌کند.

سلسله‌مراتب در مدیریت

سیستم مدیریت همواره به‌صورت سلسله‌مراتبی سازمان می‌یابد: از سطح راهبردی تا سطح عملیاتی. این امر شامل موارد زیر است:

  • توزیع عمودی کارکردهای مدیریتی;
  • تفکیک اختیارات و مسئولیت‌ها;
  • بازخورد چندسطحی (feedforward و feedback).

سلسله‌مراتب مدیریت هم دید متمرکز و هم اجرای غیرمتمرکز وظایف را تضمین می‌کند.

سلسله‌مراتبی بودن به‌عنوان روشی برای مقابله با پیچیدگی

تجزیه سلسله‌مراتبی روشی کلیدی در تحلیل سیستمی است که امکان موارد زیر را فراهم می‌آورد:

  • بومی‌سازی و مدیریت پیچیدگی;
  • صوری‌سازی سطوح انتزاع;
  • تضمین قابلیت مدیریت فرآیندهای طراحی و پژوهشی;
  • نظم‌بخشی به دانش و ارتباطات میان شرکت‌کنندگان تحلیل.

جنبه‌های سیستمی-فلسفی

سلسله‌مراتب با مفاهیم زیر پیوند دارد:

  • نوپدیدی (Emergence) — کل دارای ویژگی‌هایی است که در اجزاء وجود ندارند;
  • فراکتالی بودن — تکرار اصول ساختاری در سطوح مختلف سیستم;
  • ریشه‌داری هستی‌شناختی — سیستم در درون سیستمی گسترده‌تر جای می‌گیرد.

بدین‌سان، سلسله‌مراتب نه‌تنها ابزار سازمان‌دهی، بلکه اصلی متافیزیکی در هستی سیستمی است.

همچنین ببینید

  • تحلیل سیستمی
  • ساختار سیستم
  • هدف در تحلیل سیستمی
  • مدل