Goal — هدف
هدف — مفهومی بنیادین است که دلالت دارد بر وضعیت آیندهی مطلوب، نتیجه یا شیء مورد آرزو، که فعالیت انسان یا عملکرد یک سیستم برای دستیابی به آن جهتگیری میشود. هدف به اقدامها معنا و جهت میبخشد و پایهای برای برنامهریزی، مدلسازی، مدیریت و ارزیابی اثربخشی به شمار میرود.
ماهیت و ویژگیهای اصلی
در ادبیات تعریفها و توصیفهای زیر از هدف دیده میشود:
- نتیجهای که تلاشها برای دستیابی به آن صورت میگیرد;
- تصویر آیندهی مطلوب (هدف ذهنی) یا وضعیت آیندهی واقعی (هدف عینی);
- شیء ایدهآل یا واقعی کشش آگاهانه یا ناآگاهانهی سوژه؛ نتیجهی نهایی که فرایند عمداً به سوی آن جهتگیری شده است؛ تصویر آگاهانه از نتیجهی پیشبینیشده;
- موقعیت یا مجموعهای از شرایطی که سیستم باید در فرایند عملکرد خود در یک دورهی زمانی مشخص به آن دست یابد. هدف میتواند از طریق الزامات مربوط به شاخصهای اثربخشی، منابعطلبی و سرعت عملکرد سیستم، و همچنین الزامات مربوط به مسیر دستیابی به نتیجه تعریف شود. به طور معمول، هدف سیستم توسط سیستم گستردهتری که آن سیستم بخشی از آن است تعیین میگردد;
- برنامهای که از طریق نتایجی که باید به دست آیند بیان میشود؛ پیوند حال با آینده و بازخورد آینده با حال;
- آنچه که به دنبالش هستند، آنچه که باید تحقق یابد. در فلسفهی علم هدف عمل به عنوان عنصری از فعالیت آگاهانه در نظر گرفته میشود که با پیشبینی نتیجه در تفکر و راههای دستیابی به آن از طریق ابزارهای معین پیوند دارد. هدف به مثابه شیوهای برای ادغام اقدامهای پراکندهی انسان در یک توالی واحد عمل میکند و سیستمی از اقدامها پدید میآورد.
هدف به عنوان یک مقوله در حوزههای بسیاری از دانش و عمل حضور دارد. ویژگیهای زیر بنیاد آن را تشکیل میدهند:
- پیشبینی نتیجه: هدف ابتدا به شکل تصویری ذهنی و ایدهآل یا توصیفی از آنچه باید به دست آید وجود دارد («تصویر آگاهانه از نتیجهی پیشبینیشده»).
- جهتگیری عمل: هدف رفتار را برمیانگیزد و سازمان میدهد و اقدامهای پراکنده را در یک توالی یا سیستم واحد که معطوف به تحقق آن است ادغام میکند.
- پیوند با نیاز و مسئله: هدف اغلب از آگاهی به وضعیت مسئلهساز پدید میآید — ناهمخوانی میان مطلوب و واقع. دستیابی به هدف به عنوان شیوهای برای حل این مسئله در نظر گرفته میشود.
- ذهنیت و عینیت: هدف میتواند ذهنی باشد (به مثابه تصویری در ذهن سوژه) و عینی (به مثابه وضعیت واقعی و بالقوه قابل دستیابی سیستم یا محیط).
- پویایی: تصور از هدف و صورتبندی آن ایستا نیستند. آنها میتوانند با شناخت بیشتر سیستم، دریافت اطلاعات جدید یا تغییر شرایط بیرونی دگرگون و دقیقتر شوند. اهداف انتزاعی مشخصتر میشوند و اهداف دستنیافتنی ممکن است به جهت کلی توسعه تبدیل گردند.
- بافتارمندی: صورتبندی، دستیافتنی بودن و معنای هدف به بافتار — شرایط محیطی، منابع موجود و محدودیتها — وابسته است.
در علوم کاربردی و فعالیت عملی که با سیستمها و فرایندهای پیچیده سروکار دارند، مفهوم هدف به ابزار عملیاتی مرکزی تبدیل میشود. از آن برای تعریف وظایف، طراحی، ارزیابی اثربخشی و اتخاذ تصمیمهای مستدل استفاده میشود.
در علوم کاربردی و فعالیت عملی که با سیستمها و فرایندهای پیچیده سروکار دارند، مفهوم هدف به ابزار عملیاتی مرکزی تبدیل میشود. از آن برای تعریف وظایف، طراحی، ارزیابی اثربخشی و اتخاذ تصمیمهای مستدل استفاده میشود.
گونهشناسی اهداف
اهداف بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند:
- بر اساس افق زمانی: کوتاهمدت (عملیاتی)، میانمدت (تاکتیکی)، بلندمدت (راهبردی).
- بر اساس حامل هدف: فردی، گروهی (جمعی)، سازمانی، سیستمی (برای نمونه، هومئوستاز).
- بر اساس سطح سلسلهمراتب: اهداف سطح بالا (مأموریت، چشمانداز)، اهداف فرعی، وظایف. در سلسلهمراتب، اهداف سطح پایینتر اغلب به عنوان ابزار برای دستیابی به اهداف سطح بالاتر عمل میکنند.
هدف در فلسفه
مفهوم هدف ریشههای فلسفی عمیقی دارد. ارسطو هدف (تلوس) را علت نهایی هستی میدانست («آنچه به خاطر آن» چیزی وجود دارد) و این اصل را هم بر طبیعت اطلاق میکرد (غایتشناسی). در دورانهای بعد، هدف در بافتار فعالیت عقلانی (دوران جدید، کانت)، دیالکتیک اهداف و ابزارها (هگل)، و وابستگی عینی آرزوهای انسانی (مارکسیسم) اندیشیده شد. فلسفه نقش یکپارچهساز هدف را که اقدامها را در سیستمی معنادار گرد میآورد برجسته میکند و پرسش نسبت اخلاقی اهداف و ابزارها را مطرح میسازد. وارد کردن مقولهی هدف در توصیف علمی گاه به عنوان بهکارگیری رویکرد غایتشناختی تفسیر میشود.
هدف و مفاهیم مرتبط
تمایز هدف از موارد زیر اهمیت دارد:
- وظیفه: گامی مشخص و سنجشپذیر برای دستیابی به هدف. اهداف راهبردیترند.
- کارکرد: نقش یا عمل را توصیف میکند («چه میکند؟»). هدف به پرسش «برای چه؟»، «به خاطر چه؟» پاسخ میدهد.
- معیار: مقیاس ارزیابی درجهی دستیابی به هدف.
هدف در تحلیل سیستمی
تحلیل سیستمی هدف را به عنوان مقولهای کلیدی مینگرد که هم خود موضوع پژوهش (سیستم) و هم فرایند تحلیل آن را تعریف میکند.
- تعریف سیستم و مسئله: هدف به تعیین مرزهای سیستم مورد تحلیل کمک میکند و نقطهی آغازین برای صورتبندی مسئله به عنوان شکافی میان وضعیت مطلوب (هدف) و وضعیت کنونی است. چنان که ف.ی. پرگودف و ف.پ. تاراسنکو اشاره کردهاند، هدف اغلب از وضعیت مسئلهساز زاده میشود.
- هدفگذاری: شناسایی، ساختاربندی (برای نمونه، ساختن درخت اهداف) و همسوسازی اهداف ذینفعان مهمترین مرحله، و اغلب آغازینترین مرحلهی تحلیل سیستمی است. این امر بهویژه در کار با اهداف متعدد، مبهم یا متعارض اهمیت دارد.
- پیوند هدف و ابزار: تحلیل سیستمی پیوند سلسلهمراتبی ناگسستنی اهداف و ابزارهای دستیابی به آنها را برجسته میکند. آنچه در یک سطح هدف است، در سطح بالاتر ابزار به شمار میرود (یو.ای. چرنیاک).
- پایهای برای مدلسازی و ارزیابی: اهداف صورتبندیشده اساس ساختن مدلهای سیستم، انتخاب معیارهای ارزیابی گزینهها و اتخاذ تصمیم را تشکیل میدهند. بدون هدف روشن، تحلیل جهت خود را از دست میدهد.
- سیستم به مثابه ابزار: اغلب خود سیستم به عنوان «ابزار دستیابی به هدف» تعریف میشود که جهتگیری کارکردی و عملگرایانهی تحلیل سیستمی را نشان میدهد.
برای بررسی دقیقتر نقش و روشهای کار با اهداف در تحلیل سیستمی، به مقالهی هدف در تحلیل سیستمی مراجعه کنید.
هدف در مدیریت
مدیریت در ذات خود فعالیتی هدفمند است. هدف معنا و محتوای کارکردهای مدیریتی را تعیین میکند:
- برنامهریزی: بر پایهی اهداف استوار است و گامها، منابع و زمانبندی دستیابی به آنها را مشخص میکند. اهداف به برنامهها و وظایف مشخص تبدیل میشوند.
- سازماندهی: ساختار و فرایندها در سازمان به گونهای شکل میگیرند که مؤثرترین یاری را در دستیابی به اهداف تعیینشده داشته باشند.
- انگیزش: اهداف راهنمای کارکنان و پایهای برای طراحی نظامهای تشویقی هستند.
- کنترل: از طریق مقایسهی نتایج واقعی با شاخصهای برنامهریزیشده (هدف) و اعمال اصلاحات انجام میشود.
- تصمیمگیری مدیریتی: معطوف به انتخاب اقداماتی است که به بهترین شکل به دستیابی به اهداف سازمان یا واحد منجر میشوند.
اهداف در مدیریت باید مشخص، سنجشپذیر، دستیافتنی، مرتبط و زمانبندیشده باشند (اصل SMART).
هدف در تحقیق در عملیات
تحقیق در عملیات از روشهای ریاضی برای یافتن راهحلهای بهینه در موقعیتهای پیچیده استفاده میکند. هدف در اینجا نقشی کلیدی ایفا میکند و به صورت ریاضی صورتبندی میشود:
- تابع هدف: بیان کمّی هدف (یا معیار اصلی دستیابی به آن) که باید بیشینه (برای نمونه، سود، بهرهوری) یا کمینه (برای نمونه، هزینهها، زمان، ریسکها) شود.
- بهینهسازی: فرایند جستوجوی مقادیر متغیرهای کنترلی که اکسترموم (بیشینه یا کمینه) تابع هدف را در صورت رعایت محدودیتهای تعیینشده تأمین میکنند.
- توجیه تصمیمها: هدف تحقیق در عملیات ارائهی توصیههای کمّی مستدل به تصمیمگیرنده در انتخاب بهترین گزینه برای دستیابی به اهداف تعیینشده است.
- چندمعیاری بودن: تحقیق در عملیات همچنین روشهایی برای کار با چندین هدف (اغلب متعارض) به صورت همزمان توسعه میدهد (بهینهسازی چندمعیاری).
بدین ترتیب، در رشتههای کاربردی مشخصسازی و عملیاتیسازی مفهوم کلی هدف صورت میگیرد و آن را به ابزاری برای تحلیل، برنامهریزی و بهینهسازی تبدیل میکند.
همچنین ببینید
- هدف در تحلیل سیستمی
- مسئله / مسئله در بافتار تحلیل سیستمی
- کارکرد
- معیار
- تابع هدف
- فعالیت
- تحلیل سیستمی
- تصمیمگیری
- مدیریت
- تحقیق در عملیات
- سلسلهمراتب