Definitions of a system — تعاریف سیستم
Jump to navigation
Jump to search
تعاریف سیستم — مفهوم «سیستم» دارای تعاریف متعدد و متنوعی است که بسته به زمینه، حوزه دانش و اهداف پژوهش به کار میروند. این امر ناشی از ماهیت میانرشتهای رویکرد سیستمی و تکامل خود مفهوم سیستم است.
دلایل تعدد تعاریف
تفاوت در تعاریف سیستم به چند عامل بازمیگردد:
- دوگانگی مفهوم: سیستم هم بهعنوان پدیدهای عینی و هم بهعنوان مدل یا روش مطالعه واقعیت که توسط یک سوژه ساخته میشود در نظر گرفته میشود (عینی و ذهنی در تحلیل سیستمی).
- زمینه و رشته: تعاریف با توجه به نیازهای حوزه خاص (زیستشناسی، مهندسی، اقتصاد، جامعهشناسی، علوم کامپیوتر) تطبیق مییابند.
- اهداف پژوهش: بسته به وظیفه (تحلیل ساختار، رفتار، مدیریت، طراحی)، تأکیدات در تعریف تغییر میکنند.[1]
- سطح انتزاع: تعاریف میتوانند هم کلی-فلسفی و هم بسیار تخصصی و رسمی باشند.
- تکامل مفهوم: توسعه تاریخی تصورات سیستمی به افزودن جنبههای جدید (هدف، محیط، ناظر) به تعاریف منجر شده است.
مؤلفههای مشترک تعاریف
با وجود تفاوتها، تحلیل اکثر فرمولبندیها امکان شناسایی مؤلفههای کلیدی مشترکی را فراهم میکند که خصوصیات ذاتی سیستمها را بازتاب میدهند:
- عناصر (مؤلفهها، اجزا): اجزای تشکیلدهنده سیستم.
- پیوندها (روابط): تعاملات میان عناصر.
- ساختار: سازماندهی عناصر و پیوندها.
- یکپارچگی (وحدت): سیستم بهمثابه چیزی واحد که خواصش به خواص اجزا تقلیلپذیر نیست.
- مرزها: جداسازی سیستم از محیط.
- تعامل با محیط: تبادل از طریق ورودیها و خروجیها (سیستم باز).
- هدف یا کارکرد: غایت یا جهتگیری رفتار سیستم.
تعاریف مختلف ممکن است بر یک یا چند مورد از این مؤلفهها تأکید کنند.
طبقهبندی رویکردها به تعریف
تعاریف سیستم را میتوان بر اساس تأکید اصلی بهطور مشروط طبقهبندی کرد:
- توصیفی: بر توصیف عینی ترکیب (عناصر) و روابط متمرکز است. مشخصه مرحله اولیه نظریه سیستمها.
- سازنده (هدفمحور): هدف یا کارکرد سیستم، سازمانیافتگی آن برای دستیابی به نتیجه را برجسته میکند و اغلب نقش ناظر یا طراح را دربر میگیرد.
- کارکردی (سایبرنتیکی): سیستم را بهعنوان تبدیلکننده ورودیها به خروجیها در نظر میگیرد و بر رفتار و مدیریت تأکید دارد.
- ساختاری-کارکردی: توصیف ساختار را با بیان کارکردهای عناصر یا سیستم بهطور کلی ترکیب میکند.
نمونههایی از تعاریف سیستم
جدول زیر تعاریف مختلف مفهوم «سیستم» را به همراه نویسندگان آنها (در صورت شناختهشده بودن) و تحلیل ایدهها و تأکیدات کلیدی هر فرمولبندی ارائه میدهد. این امر امکان مشاهده تنوع رویکردها به درک این مفهوم بنیادی را فراهم میکند.
| تعریف | نویسنده(ها) | تحلیل مفهوم / ایده کلیدی | تأکید |
|---|---|---|---|
| مجموعهای از مؤلفههای در تعامل با یکدیگر. | L. von Bertalanffy | تعریف پایهای که تعامل را بهعنوان اساس سیستم برجسته میکند. | تعامل، مؤلفهها |
| مجموعهای از عناصر که در روابط معینی با یکدیگر و با محیط قرار دارند. | L. von Bertalanffy | روابط و تعامل با محیط را به عناصر میافزاید. | عناصر، روابط، محیط |
| کلی که از اجزای متعدد تشکیل شده است. مجموعهای از ویژگیها. | C. Cherry | یکپارچگی و ماهیت مرکب سیستم را برجسته میکند. | یکپارچگی، اجزا/ویژگیها |
| مجموعهای از عناصر بههمپیوسته که از محیط جدا شده و بهصورت یک کل با آن تعامل دارند. | F. I. Peregudov, F. P. Tarasenko | تعریف کلاسیکی که ویژگیهای کلیدی را ترکیب میکند: عناصر، پیوندها، مرزها، تعامل با محیط و یکپارچگی. | عناصر، پیوندها، محیط، یکپارچگی |
| آرایش، مجموعه یا گردآوری اشیایی که به گونهای با هم مرتبط یا در ارتباط هستند که با هم نوعی وحدت و کلیت تشکیل میدهند؛ آرایش اجزای فیزیکی... | DiStefano | تأکید بر اتحاد (آرایش) مؤلفهها (از جمله فیزیکی) در یک کل واحد. | وحدت، یکپارچگی، مؤلفهها (فیزیکی) |
| ترکیبی از عناصر در تعامل که برای دستیابی به یک یا چند هدف تعیینشده سازماندهی شدهاند. | ISO 15288 | تعریف سازنده از استاندارد مهندسی سیستمها. هدف و سازمانیافتگی را بهصراحت معرفی میکند. | عناصر، تعامل، سازماندهی، هدف |
| مجموعه متناهی از عناصر کارکردی و روابط میان آنها که بر اساس هدف معینی در چارچوب بازه زمانی مشخصی از محیط جدا شده است. | V. N. Sagatovsky | تعریف سازندهای که عناصر کارکردی، روابط، هدف، محیط و چارچوب زمانی را دربر میگیرد. | عناصر (کارکردی)، روابط، هدف، محیط، زمان |
| بازتاب در ذهن سوژه (محقق، ناظر) از خواص اشیا و روابط آنها در حل مسئله پژوهش و شناخت. | Yu. I. Chernyak | تعریف سوژهمحور. سیستم بهعنوان مدل ذهنی وابسته به ناظر. | سوژه/ناظر، شناخت، مدل |
| سیستم S روی شیء A نسبت به خاصیت انتگراتیو (کیفیت) عبارت است از مجموعه چنان عناصری که در چنان روابطی قرار دارند که آن خاصیت انتگراتیو را پدید میآورند. | E. B. Agoshkova, B. V. Akhlibininsky | تأکید بر پدیداری خواص انتگراتیو (نوپدیدانه) از تعامل عناصر و روابط آنها. | نوپدیدی، خواص انتگراتیو |
| مجموعهای از عناصر یکپارچه و بهطور منظم در تعامل یا وابسته به هم که برای دستیابی به اهداف معین ایجاد شدهاند، روابط میان عناصر تعریفشده و پایدار است و عملکرد یا کارکرد کلی سیستم بهتر از مجموع ساده عناصر است. | PMBOK | تعریف از مدیریت پروژه. یکپارچگی، تعامل، هدف و نوپدیدی (عملکرد > مجموع) را ترکیب میکند. | یکپارچگی، تعامل، هدف، نوپدیدی/همافزایی |
| دستگاهی که یک یا چند ورودی دریافت میکند و یک یا چند خروجی تولید میکند. | Drenick | تعریف سایبرنتیکی. سیستم بهعنوان تبدیلکننده، مدل «جعبه سیاه». | ورودیها، خروجیها، تبدیل |
| دستگاه، فرآیند یا طرح... کارکرد... در عملیات بر... اطلاعات و/یا انرژی و/یا ماده... | D. Ellis, F. Ludwig | تعریف کارکردی که تعریف سایبرنتیکی را گسترش میدهد و بر عملیات روی جریانها تأکید دارد. | کارکرد، فرآیند، تبدیل (اطلاعات/انرژی/ماده) |
| انتزاع ریاضی که بهعنوان مدل پدیده دینامیکی به کار میرود. | G. Freeman | دیدگاه ریاضی. سیستم بهعنوان مدل ریاضی دینامیک. | مدل، ریاضیات، دینامیک |
| مجموعه یکپارچهای از عناصر در تعامل که برای اجرای مشترک یک کارکرد از پیش تعریفشده طراحی شدهاند. | R. Gibson | تأکید بر همکاری عناصر برای انجام کارکرد مشترک. | یکپارچگی، تعامل، همکاری، کارکرد |
| مجموعهای از اشیا به همراه روابط میان اشیا و میان صفات آنها. | A. Hall, R. Fagen | تعریف رسمی و مجموعهنظری که صفات اشیا را دربر میگیرد. | اشیا، روابط، صفات |
| مجموعهای از موجودیتها... که ورودیها را دریافت میکند... و برای تولید... خروجیها عمل میکند... با هدف بیشینهسازی تابع معینی از ورودیها و خروجیها. | R. Kershner | تعریف سایبرنتیکی که هدف را بهصورت بهینهسازی تابع تبدیل ورودی/خروجی دربر میگیرد. | ورودیها، خروجیها، هدف (بهینهسازی تابع) |
| ناحیهای محدود در فضا و زمان که در آن اجزا-مؤلفهها با روابط کارکردی به هم متصل شدهاند. | J. Miller | مرزهای فضایی-زمانی و پیوندهای کارکردی میان اجزا را برجسته میکند. | مرزها (فضا/زمان)، روابط کارکردی |
| از دیدگاه ریاضی... مجموعهای از روابط میان... واحدها. هر چه روابط محکمتر به هم پیوند خورده باشند، سیستم سازمانیافتهتر است... | A. Rapoport | دیدگاه ریاضی/ساختاری، تمرکز بر روابط و درجه سازمانیافتگی. | روابط، سازمانیافتگی |
| مجموعهای از اقدامات (کارکردها) که در زمان و فضا با مجموعهای از وظایف عملی تصمیمگیری و ارزیابی رفتار به هم پیوند خوردهاند... | S. Sengupta, R. Ackoff | رویکرد فعالیتمحور. سیستم بهعنوان مجموعهای از کارکردها/اقدامات برای حل مسائل مدیریتی. | اقدامات/کارکردها، وظایف، تصمیمگیری، مدیریت |
| اصطلاحی... برای اشاره به... آرایش منظم... یا مجموعه... عناصر... لازم برای انجام عملیاتی معین. | A. Wilson, M. Wilson | به دو معنا اشاره دارد: کل منظم (ساختار) و مجموعه عناصر برای عملیات (کارکرد). | آرایش/نظم، عملیات/کارکرد |
| مجموعهای غیرتهی از عناصر... که عناصر... در روابط و پیوندهای معینی با یکدیگر قرار دارند. | G. Kröber | تعریف ساختاری مینیمالیستی. | عناصر، روابط/پیوندها |
| سیستم انتزاعی... مجموعهای نیمهپیوسته از اشیای انتزاعی... | L. Zadeh, C. Desoer | تعریف رسمی سیستم انتزاعی. | انتزاع، اشیا، اتصال جزئی |
| مجموعهای از عناصر فعال بههمپیوسته. | O. Lange | تعریف مختصری که فعالیت/عمل عناصر را برجسته میکند. | عناصر، پیوندها، عمل |
| هر شکلی از توزیع فعالیت در یک زنجیره که توسط ناظری بهعنوان منظم تلقی میشود. | G. Pask | رویکرد رفتاری/سایبرنتیکی با تأکید بر انتظام قابل مشاهده و نقش ناظر. | فعالیت، انتظام، ناظر |
| مجموعهای از مؤلفههای بههمپیوسته... که بر اساس روابط منظم شدهاند... و با وحدتی مشخص میشوند که در خواص و کارکردهای انتگراتیو بیان میشود... | V. S. Tyukhtin | مؤلفهها، روابط، انتظام، وحدت و خواص/کارکردهای انتگراتیو را ترکیب میکند. | مؤلفهها، روابط، انتظام، وحدت، خواص انتگراتیو |
| تنوع روابط و پیوندهای عناصر یک مجموعه که وحدت یکپارچهای را تشکیل میدهند... مجموعهای سازمانیافته... | A. D. Ursul | تأکید بر تنوع پیوندها، یکپارچگی و سازمانیافتگی. | روابط/پیوندها، تنوع، یکپارچگی، سازمانیافتگی |
| مجموعهای از مؤلفههای انتخابشده که تعامل آنها... خصلت همیاری... برای دستیابی به نتیجه مفید متمرکز را مییابد. | P. K. Anokhin | رویکرد زیستی/کارکردی. تأکید بر «همیاری» مؤلفهها برای دستیابی به «نتیجه مفید» (هدف/کارکرد). | مؤلفهها، همیاری، نتیجه مفید (هدف/کارکرد) |
| L. A. Blumenfeld | تعریف عملیاتی دقیق که پیوندها، تجزیهناپذیری عناصر، یکپارچگی تعامل با محیط، حفظ هویت در تکامل را دربر میگیرد. | عناصر، پیوندها، تجزیهناپذیری، یکپارچگی، محیط، تکامل/هویت | |
| مجموعههایی از اشیا که بر آنها رابطهای... محقق میشود... تعریف دوگانه آن مجموعهای از اشیا خواهد بود که دارای... خواصی با روابط ثابت... هستند. | A. I. Uemov | رویکرد منطقی-فلسفی. دو تعریف دوگانه از طریق اشیا/روابط و اشیا/خواص ارائه میدهد. | اشیا، روابط، خواص (ساختار منطقی) |
| ترکیبی از اجزا (عناصر) که با هم رفتار یا معنایی را پدید میآورند که در هیچیک از اجزای منفرد آن وجود ندارد. | شورای بینالمللی مهندسی سیستمها (INCOSE) | تعریف مدرن از مهندسی سیستمها که نوپدیدی رفتار یا معنا را برجسته میکند. | اجزا/عناصر، عمل مشترک، رفتار/معنای نوپدید |
دلایل نبود تعریف واحد از سیستم
- تکامل درک: با گذشت زمان مفهوم سیستم پیچیدهتر شد: از تفسیرهای اولیه بهعنوان «مجموعه سازمانیافته» به دربرگرفتن اهداف، نقش ناظر و روشهای بازنمایی سیستم.
- زمینه و اهداف پژوهش: تعریف سیستم به هدف تحلیل، سطح بررسی و وظیفه پژوهشی بستگی دارد. در مراحل مختلف تحلیل، تعاریف «کاری» متفاوتی صورتبندی میشود که مهمترین جنبهها را برجسته میکند.
- تنوع اشیا و رویکردها: سیستمها از نظر ماهیت متفاوتند (برای مثال، بهخوبی سازمانیافته، ضعیف سازمانیافته، خودسازمانده)، که مدلها و رویکردهای متفاوتی را میطلبد. در برخی موارد هدف سیستم ممکن است در تعریف غایب باشد (برای مثال، برای اشیای طبیعی).
- سیستم بهعنوان ساختار شناختی: سیستم ابزاری برای سادهسازی آگاهانه و بازنمایی واقعیت است. وظایف مختلف درک و تحلیل واقعیت مستلزم ساختن مدلهای سیستمی متفاوت است.
یادداشتها
- ↑ «Выбор определения системы отражает принимаемую концепцию и является фактически началом моделирования.» — В.Н. Волкова, А.А. Денисов, Теория систем и системный анализ. С. 22.